▪️▪️▪️ علامه رمضانعلی تشکری صالح، در ماه رمضان سال ۱۳۲۰ هجری شمسی چشم به جهان گشود.
هر چند از پدری جهان دیده و با علم و کمالات برخوردار بود اما مادر مهربانش را در طفولیت از دست داد که شاید این خود بر رقت قلب و لطافت روحش افزود که تاثیر آن بر اشعار عرفانی وی جلوه گر شده.
زندگی او تنها در گذر زمان خلاصه نمیشود، بلکه اثرش بر عمق جانها معنا پیدا میکند.
او تمام لحظات عمرش را با مطالعه، تحقیق و اندیشیدن سپری میکرد و ما هر صبح با نوای دلنشین تلاوت قرآن و دعای سوزناک و تضرع و مناجات او از خواب برمیخاستیم.
حاصل سالها تأمل، مطالعه و سیر در وادی معرفت، تألیف ۷ کتاب ارزشمند، عمدتاً در حوزه اخلاق و تفسیر و عرفان وفلسفه است—آثاری که نشان از دغدغه او برای فهم عمیقتر حقیقت و انتقال آن به دیگران دارد
که چاپ و انتشار آن ها را در وصیت نامه به ما فرزندانش واگذار نموده است؛
دیوان اشعار (برگ سبز).
کتاب فلسفه بدا
مجلداتی در باب تعقل
کتاب چند جلدی بر مبنای تفسیر و فلسفه ی اسلامی
با عنوان گامی در خرد شناسی.
چند جلد کتاب در باره ی معارف مکتب انبیا
کتابی چند صد صفحه ای
با عنوان نقش ابلیس در جاهلیت مدرن.
کتاب تخیلی سفر به عصر ظهور.
و کتاب خاطرات یک پیر در رهگذر تقدیر که زندگی نامه ی خودش هست
و کتاب اخلاق اجتماعی.
ایشان مسلط به تفاسیر قرآن و نهج البلاغه
بودند
تسلط کامل بر فلسفه ی اسلامی و فلسفه ی غرب داشتند. به گونه ای که تعدادی از اساتید دانشگاه های سبزوار برای شاگردی به منزلشان می آمدندو برخی به ایشان خدای فلسفه
لقب داده بودند،
ایشان مسلط بر علم کلام و منطق و
عرفان بودند
و به تاریخ ایران و اسلام و تاریخ تمدن کشورهای دیگر،تسلط کامل داشتند،و حتی تمام اسامی و عنوان های ذکر شده در تواریخ و زمان و مکان وقوع آنها را بیاد داشتند
مسلط به ادبیات فارسی و ادبیات عرب
و علم بلاغت با تمام اصول و فروعش
بودند،
اشعار شعرای مطرح در ادب فارسی و ادب عرب راحفظ بودند ،حافظ قران و غالب روایات و احادیث اهل بیت علیهم السلام بودند
عالم به
فقه و اصول و علم رجال و سایر علوم انسانی و اسلامی و عالم به علوم اجتماعی ، روانشناسی و اخلاق بودند
در علم اخلاق صاحب نظر بودند
ایشان از پیشگامان مبارزات سیاسی در جغتای و جوین و سبزوار بودند در راهروی از امام راحل ره برای براندازی نظام طاغوت و انقلاب اسلامی مبارزی نستوه بود و شب و روز خود را وقف مبارزه و تبیین نمود و با سخرانی ها و خطبه های آتشین و هدایت نسل جوان و فرهنگیان در انجمن های اسلامی و در بین مردم سالها چراغ روشنگری را برافروخت و با شجاعت در دفاع از حق تلاش کرد
وی بیش از ۳۲ سال در کسوت معلمی، صادقانه در آموزش و پرورش خدمت کرد؛ اما آنچه او را متمایز میکند، نه فقط سالهای خدمت، بلکه نوع نگاه و انتخابهای اوست.در سال ۱۳۵۴، در حالی که میتوانست در شرایطی آسودهتر زندگی کند، راهی منطقه محروم جوین شد؛ جایی که از داشتن دبیرستان محروم بود. با عزمی راسخ و پیگیری فراوان، مجوز تأسیس نخستین دبیرستان آن منطقه را گرفت و با تعهدی کمنظیر پذیرفت که به تنهایی غالب دروس را تدریس کند.آن روز، شاید تنها یک مدرسه بنا شد؛
اما در حقیقت، مسیر زندگی نسلهایی از جوانان تغییر کرد.
دانشآموزان دختر و پسر که در آن منطقه از حداقل امکانات محروم بودند، با تلاش او فرصت یافتند بیاموزند، رشد کنند و آیندهای متفاوت برای خود بسازند.این اقدام، تنها یک مسئولیت شغلی نبود، بلکه بذری بود که ثمرهاش در زندگی انسانهای بسیاری نمایان شد.اما این مسیر، با بازنشستگی پایان نیافت.
پس از بازنشستگی او بار دیگر به جوین بازگشت؛ اینبار با نگاهی عمیقتر و گامی بلندتر، و مدرسه علمیه دخترانه «دارالمعارف حکیمه» را بنیان نهاد—مرکزی که به عنوان نخستین مجموعه آموزش عالی در آن منطقه شناخته میشود و اکنون صدها دانش آموخته ی آن با مدارج بالا مشغول خدمت در آموزش پرورش و دیگر ارگان ها هستند
و در بسیاری از عرصه ها مرتبه های برتر کشوری و استانی کسب نموده و خوش درخشیده اند
اینجا دیگر سخن از آموزش ساده نبود؛
بلکه سخن از گشودن افقهایی تازه در برابر دختران جوانی بود که شاید هرگز فرصت ادامه مسیر علمی را نمییافتند.
او با این کار، نهتنها دانشی منتقل کرد، بلکه امید آفرید، مسیر ساخت، و آیندههایی را شکل داد.بیتردید، امروز در زندگی بسیاری از شاگردان و دانشآموختگان آن دیار، ردّی از تلاش، اندیشه و همت او جاریست.او نهتنها معلمی دلسوز، بلکه اندیشمندی جستجوگر بود. کنار این تلاشهای علمی، روح او با عرفان و معنا پیوندی عمیق داشت و این پیوند، در اشعارش به زیبایی متجلی است.آنجا که میگوید:
.«به هشیاران نمیبینم صفایی
صفای بادهنوشان میپسندم»و آنجا که میفرماید:
«نما بیزارم از بحث و هیاهو
کلام اهل عرفان میپسندم»و در نهایت، اوج نگاهش را میتوان در این ابیات دید:
«نگویم دلبرا دردم دوا کن
هر آنچه تو کنی آن میپسندم
مرا نبود پسندی خودسرانه
رضای جان جانان میپسندم»این، بیان دل انسانی است که به مقام رضا رسیده است.
روحیهای بسیار لطیف داشت و مهربانی و صداقت و شجاعت در دفاع از حق ، از ویژگیهای بارز او بود. عشق به عالم هستی در کلام و نگاهش موج میزد و این عشق را میتوان بهروشنی در اشعار دلنشینش دریافت.
با ما فرزندانش با ادب و احترام رفتار میکرد و سخن میگفت. در زندگی شخصی ما دخالتی نمیکرد و به انتخاب های ما احترام میگذاشت.
برای خانوادهاش، او فقط یک پدر نبود؛ تکیهگاهی استوار، آموزگاری مهربان و چراغ راهی در زندگی بود.
و برای جامعه، انسانی بود که نهتنها علم آموخت، بلکه زندگیها را دگرگون کرد.شاید بتوان گفت او همانگونه که زیست، همانگونه نیز از میان ما رفت؛ آرام، بیادعا، و در مسیر نوری که یک عمر در پی آن بود. امروز، اگرچه جسم او در میان ما نیست، اما نام و یادش نهتنها در دل خانواده، بلکه در سرنوشت انسانهایی که با تلاش او مسیرشان روشن شد، زنده و جاریست.یادش گرامی و راهش پر رهرو.
_____________________________________________________________
سیمین تشکری صالح
من به پیمان خود ای دوست وفا خواهم کرد
ازرقی را که حجابست رها خواهم کرد
عاقبت سبحه و سجّاده به میخواهم شست
خرقه را از تن رنجور جدا خواهم کرد
آنچه ز اوراق و کتب کز تو نشانی ندهد
همه در راه رضای تو فدا خواهم کرد
خیمه از خانقه و مدرسه بر خواهم کند
بر در میکده خرگاه به پا خواهم کرد
گر بلا راهگشایم سوی رضوان گردد
سینه ی خود سپر تیر بلا خواهم کرد
آهم ار بر دلِ دلدار،اثر نگذارد
چون نی از نای، شب و روز نوا خواهم کرد
ناله ام گر اثری بر دل دلدار کند
دلِ دیوانه ی خود کامروا خواهم کرد
گر«غمین» را ز دعا درد به درمان برسد
اشک ریزان،سحر و شام دعا خواهم کرد
شاعر: رمضانعلی تشکری صالح (غمین)
مرحوم علامه رمضانعلی تشکری صالح (ره)
این کانال جهت به اشتراک گذاری،تصاویر،خاطرات و آثار مرتبط با آن مرحوم برای دوست داران ایشان است.
https://eitaa.com/r_a_t_s
در سنت علمی و فرهنگی ما، واژه «علامه» عنوانی است برای دانشمندی که در بیش از یک حوزه صاحبنظر باشد و اثرگذاری علمی و فرهنگیِ او از یک تخصصِ محدود فراتر رود. این لقب در فرهنگ ما برای بزرگان بسیاری بهکار رفته است؛ از جمله علامه دهخدا که با «لغتنامه دهخدا» نام خود را در تاریخ زبان و ادب فارسی جاودانه کرد، و نیز علامه طباطبایی که با آثار سترگ خود، بهویژه المیزان، از چهرههای برجسته حکمت و تفسیر در روزگار معاصر شد.
مرحوم علامه رمضانعلی تشکری صالح نیز، بهحق، در شمار چنین شخصیتهایی قرار میگیرند؛ شخصیتی که در حوزههای فلسفه، عرفان نظری، و عقلانیت دینی صاحبنظر بودند. کتاب ارزشمند «گامی در خردشناسی» نشاندهنده رویکردی فلسفی، بدیع و عمیق به مسئله عقل و عقلانیت است؛ رویکردی که در نوع خود ممتاز و کمنظیر به شمار میآید.
افزون بر این، جایگاه علمی ایشان چنان بود که استادان دانشگاه و دانشجویان دوره دکترا برای فراگیری دروس فلسفه و عرفان نظری به محضر ایشان در منزلشان مراجعه میکردند. این واقعیت، خود گواهی روشن بر مرجعیت علمی، عمق دانش، و توانایی ایشان در تعلیم مباحث دشوار و تخصصی است؛ چراکه منزل ایشان تنها یک خانه نبود، بلکه مجلسی علمی و مدرسهای زنده برای طالبان معرفت بهشمار میرفت.
از این رو، اطلاق عنوان «علامه» به این استاد فقید، نه از سر تعارف، بلکه به اعتبار جامعیت علمی، نوآوری فکری، مرجعیت آموزشی، و اثرگذاری فرهنگی ایشان کاملاً شایسته و موجه است. ایشان با تأسیس نهادهای علمی، نگارش آثار ماندگار، و تربیت شاگردان فرهیخته، چراغی روشن در مسیر دانایی این دیار افروختند؛ چراغی که فروغ آن همچنان باقی است.